تبليغاتX
مهســـــــــــــــا

مهســـــــــــــــا

عشق من مهسا

یک

چند تا دوسم داري ؟

 همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ میگفتم...

 ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟

چون قوی ترین و بزرگترین عددیه که میشناسم ...

دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا همیشه یکین ؟

 ماه یکیه ...

خورشید یکیه ...

زمین یکیه ...

خدا یکیه ...

مادر یکیه ...

پدر یکیه ...

تو هم یکی هستی ...

 وسعت عشق من به تو هم یکیه ...

پس اینو بدون از الان و تا همیشه : یکی دوست دارم

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 8:26 PM  توسط امین  | 

درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .

 پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم؟!!

 از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مدام در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...
حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است:

"با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند"

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 8:22 PM  توسط امین  | 

ياد

يادمان باشد اگر شاخه گلي را چيديم

وقت پرپر شدنش، سوزو نوايي نکنيم

پر پروانه شکستن،هنر انسان نيست

گر شکستيم ز غفلت،من و مايي نکنيم

يادمان باشد ، سر سجاده عشق

جز براي دل محبوب، دعايي نکنيم

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق ز هر بي سرو پايي نکنيم

+ نوشته شده در  جمعه 1386/09/30ساعت 8:20 PM  توسط امین  | 

تو در قلب منی

دوست دارم که فریاد زنم

بر سر قله قاف

تا که در گوش فلک

برسد زمزمه ای

که منم عاشق سرمست

بیایید به دادم برسید

تا بگویم به او

 
که تو در قلب منی
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/04/31ساعت 11:11 PM  توسط امین  | 

م.ه.س.ا

اون وقتي كه فكر ميكني هيچ كسي نيست حرف دلتو بفهمه كسي هست كه براي ديدنت روزشماري كنه

 

خدا به تو دو پا داده تا با اونها راه بري دو دست داده تا نگه داري دو گوش براي شنيدن و دو چشم براي ديدن

 

 ولي چرا فقط يك قلب به تو داد چون قلب دوم تو رو به كس ديكه اي داده تا تو اون رو پيدا كني...

تقدیم به کسی که این روزها فقط به عشق او نفس میکشم... م.ه.س.ا

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/30ساعت 5:5 PM  توسط امین  | 

عشق یعنی......

عشق یعنی چی.........؟؟؟؟؟؟

عشق یعنی از خود بی خود شدن

عشق یعنی به بلور احساس تلنگر زدن

عشق یعنی اتش از درون زبانه کشیدن

عشق یعنی خزان را بهار دیدن

عشق یعنی در بس غرور ظاهری قلب را به پاکی افتاب اراستن

عشق یعنی زیبایی ها و لطافتها را با احساس در وازه گنجاندن

عشق یعنی گوهر را در صدف تنهایی نهان کردن

عشق یعنی اغازی شیرین واتش جاودان با هرچه بوی تعلق دارد

عشق یعنی سوختن و ذوب شدن در بوته ی عشق

عشق یعنی لرزش همه ی وجود در برابر معشوق

عشق یعنی زیبا دیدن---زیبا شنیدن---زیبا گفتن

عشق یعنی در حریم نرم و لطیف راه رفتن

عشق یعنی خوابهای مینایی دیدن

عشق یعنی در ابی اسمان غرق شدن و ابی شدن

عشق یعنی تازگی

عشق یعنی بهار

عشق یعنی......

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/15ساعت 12:7 PM  توسط امین  | 

پرسش !

دختره از پسره پرسيد: من خوشگلم؟ گفت نه .

گفت دوستم داري؟ گفت نوچ؟

 گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟

 دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت پسره بغلش کرد

گفت: تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي. تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميميرم !

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/15ساعت 12:3 PM  توسط امین  | 

روی قلبت بنویس که به جز من دیگه نیست !

همیشه در نگاهت عشق را دیدم

همیشه در نگاهت صداقت را دیدم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/15ساعت 10:51 AM  توسط امین  | 

شــــب:

شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد. بيدار باش من با

سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت

 مي کارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/15ساعت 10:46 AM  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  شنبه 1385/10/30ساعت 6:40 PM  توسط امین  | 

عهد بكن دوست بداري مرا ....

وقتی گريه کردم گفتند بچه ای

  وقتی خنديدم گفتند ديوونه ای

وقتی جدی بودم گفتند مغروری

 وقتی شوخی کردم گفتند سنگين باش

   وقتی حرف زدم گفتند پر حرفی

  وقتی ساکت شدم گفتند عاشقی

حالا هم که عاشقم می گويند: گناهه

در تو چون روح تو گم مي شوم -آري- پس از اين


تا مرا مثل خودت دوست بداري پس از اين

دستهايت را - بي دغدغه - بايد با من


گوشه باغچه خانه بکاري پس از اين

 

همه گفتند که عاشق نشو حالا که شدي


بايد اين مرحله را تاب بياري پس از اين

 

بهترين کار همين است که تو نيز چو من


همه را با خودشان ، وابگذاري پس از اين

 

 دست من رو شده و خال مرا هم خواندي


پس ، مرا باخته بايد بشماري پس از اين

برد با توست ، همين ! با لبخندي مغرور


مي تواني بنشيني به کناري پس از اين

 

پيش از آني که من و تو سفر از خويش کنيم


عهد کن ، باز مرا دوست بداري پس از اين

 

 

 

 

" دوستت دارم ................. "

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/31ساعت 6:52 PM  توسط امین  | 

دوست دارم


اگه چشمات مشكي يا عسلي دوست دارم

اگه موي تو كوتاست يا كه بلند دوست دارم

اگه چون دوستم داري ميخواي اذيتم كني هر چقدر مي خواي اذيتم بكن دوست دارم

وقتي با برق چشات چشماموادب ميكني دو تا چشم من مي خوان بهت بگن دوست دارم

وقتي كه دستم ومي گيري ونازش ميكني تو دلم داد ميزنم هزار دفعه دوست دارم

وقتي كه نگام به نيمرخت عمود اين لبام دوتاشون ميخوان درگوشت بگن دوست دارم

اگه آرزوي ناز دوستم داري فقط يه بار درگوشم حالا نه بعدا"بگو دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه 1385/01/26ساعت 11:2 PM  توسط امین  | 

پرسش :

 
می پرسند که چرا دوستت دارم؟

سوال بيخودی هست!!!

بايد می پرسيدند که چرا نفس ميکشم؟
 
 پاسخ دهم: برای تو
 
+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/11ساعت 5:53 PM  توسط امین  | 

توبه :

+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/11ساعت 5:50 PM  توسط امین  | 

                                      دوســـــــــــــــــــــــــــــــــــتت دارم

+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/11ساعت 5:49 PM  توسط امین  | 

اگر...

اگر ديوونت بود عاشقش باش....

اگر عاشقت بود دوسش داشته باش...

اگر دوست داشت بهش علاقه نشون بده..

اگر بهت علاقه نشون داد بهش لبخند بزن..

اين جوری ميشه که هميشه يه پله ازش پايين تری و اگر يه روز

جا بمونه تازه ميشيد مثل هم...

+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/11ساعت 5:37 PM  توسط امین  | 

مهسا جان 100 سال به این سال ها :

ط³ط§ظ„ ظ† ظˆظ…ط¨ط§ط±ع©

happy new year

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/28ساعت 2:48 PM  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/12/28ساعت 2:45 PM  توسط امین  | 

شعری از شاملو :

                        اشک رازی ست

                               لبخند رازی ست

                                     عشق رازی ست

                               اشک آن شب لبخند عشقم بود

                                                                    

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 5:1 PM  توسط امین  | 

                                          کاش چو پاییز بودم  آفتاب دیدگانم سرد می شد و برگهای

                                                            آرزوهایم یکایک زرد می شد

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 4:58 PM  توسط امین  | 

اگر تركت كردم...!

اگر تركت كردم, دليلش آن نبود كه دوستت نداشتم.
اگر تركت كردم, دليلش آن نبود كه برايت زياد بودم.
اگر تركت كردم, دليلش آن نبود كه زندگيم بي تو بهتر خواهد بود.
هرچند که
تركت كردم, كه بگم عاشقت هستم.
تركت كردم, كه بگم: كبوتر با كبوتر, باز با باز. من كبوتر و تو باز بودي.براي من زيادي زياد بودي.
تركت كردم, تركت كردم كه فرشتگان تركت نكنند, براي اينكه جاي تو اونجاست.
تركت كردم براي اينكه عاشقت بودم و بمانم.
آخه يه وقتا آدم بايد كسي را كه خيلي دوست داره ترك كنه تا بتونه هميشه عاشقش بمونه
.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 4:3 PM  توسط امین  | 

بگو چطور......

امروز باورم نمي شد وقتي كه شنيدم داري ميري و براي هميشه تركم مي كني.
اما وقتي در چشمانت نگاه كردم به سختي باورم شد.
اما مي دوني كه خيلي وقته كه مي خوامت ولي حالا كه مي خواي براي هميشه بري, بگو:
كي تونست جاي منو در قلبت بگيره؟
چطوري مي توني تمامه اون خاطراتمونو فراموش كني؟
بگو اگر بري
چطور مي توانم اين راه را بدونه تو ادامه دهم؟
چطور مي توانم زنده باشم وقتي هرچي و همه چيز را كه براي ان زندگي مي كردم و براي ان اميده به زندگي داشتم را دارم از دست ميدم؟
الان هم اينجام تا ببينم...
براي چي......چطور......چه كردم كه
تصميم به تنها گداشتنم كردي؟
اينجام تا ببينم...
براي چي......چطور......چه كردم كه
دلت اومد روياي خوبم را پايان دهي؟
+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 4:0 PM  توسط امین  | 

برگرد ای غریبه من بیمار نگاه خاموشت هستم و جاودانه دوستت دارم.

دوستت دارم حتی اگر به چشمان خیسم بخندی.

دوستت دارم حتی اگر دلت از سنگ باشد.حتی اگر هیچ احساسی بر من نداشته باشی.

چرا باور نداری که به تو نیاز دارم.؟

منی که قلبی ویرانه دارم ودلی سوخته٬منی که ساحل دریای دلم طوفانی است.

امواج غم در دلم زیر و زبر میشود نیاز به تو دارم که قلبم را با محبتوعشق ات صفا دهی٬ دل سوخته ام را با نگاه نافذت جان دهی وساحل دلم را آرامتر از همیشه کنی!!!!!!!!

کاش می شد تا ابد در شهر سکوت خودم هزاران بار به تو بگویم :دوستت دارم

کاش می شد قناری عشق تو را تا ابد در قفس دلم به اسارت بکشم٬وهیچ نگذارم که تو بفهمی چقدر دوستت دارم.

کاش در کنارت بودم تا این همه احساس تنهائی نمیکردم واز فراق وهجران تو درد جانکاهی دلم را نمی فسرد.

تا قبل از این نمی دانستم شبهای فراق چقدر طولانی وتاریک وروز های آن ابری و بارانی است.

اما با دوری از تو از تنها عشقم از آموزگار هجرت این درسها را فرا گرفتم.واکنون از طول ثانیه های بی تو بودن در آینده نیز خبر دارم.

اما روز اولی که دل به تو بستم همه این مصائب و مشکلات را میدیدم باور کن همان روز به خودم گفتم:

ای دل عاشق شدی؟ غم هایت مبارک

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 3:59 PM  توسط امین  | 

تورا دوست دارم ولي نمي دانم چرا؟!!؟

دنيا را دوست دارم به خاطر خوبيهايش

پائيز را دوست دارم به خاطر برگ ريزهايش

دريا را دوست دارم به خاطر پهناوريش

كوه را دوست دارم به خاطر عظمتش

آسمان را دوست دارم به خاطر وسعتش

مادرم را دوست دارم به خاطر فداكاريش

تورا دوست دارم ولي نمي دانم چرا؟!!؟

+ نوشته شده در  شنبه 1384/12/27ساعت 3:56 PM  توسط امین  | 

 
+ نوشته شده در  جمعه 1384/12/26ساعت 2:46 PM  توسط امین  | 

عشق یعنی :

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/22ساعت 6:23 PM  توسط امین  | 

دروغ می گفت ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! !

 دروغ می گفت.دیگری را دوست داشت.

 بارها پرسیدم ,دوستم ذاری؟

گفت: آری.

آخر از پای شکیبایی افتادم.گفتم:بگو.راستش رابگو,تو را خواهم بخشید و گناهت را هر چندسنگین باشد,خواهم بخشید.

به آرامی جلو آمد و گفت: مرا ببخش دیگری را دوست میداشتم.

گفتم: حالا که تو چندین سال به من دروغ گفتی این بار من هم به تو دروغ گفتم

                          "  تو را هرگز نخواهم بخشید"

+ نوشته شده در  شنبه 1384/11/22ساعت 6:18 PM  توسط امین  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/18ساعت 3:25 PM  توسط امین  | 

     
             
     
             
     
             
 

 

 
             
     
             

 

   

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/18ساعت 3:12 PM  توسط امین  | 

تقدیم با عشق :

 

زندگي را دوست دارم نه در قفس

عشق را دوست دارم نه در هوس 

تو را دوست دارم تا اخرين نفس ...

  

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/11/18ساعت 3:7 PM  توسط امین  |